دانلود آهنگ شهر هرت از مترسک (گرمه سرمون)
9 فروردین 1398
دانلود آهنگ شهر هرت از مترسک با لینک مستقیم
پخش اختصاصی از سایت ناکامان – نوع آهنگ: رپ ,جدید
همراه با متن :
گرمه سرمون حواسمون نیست
که سیاهیه این شهر از آسمون نیست
صبح تا شب بدون انگیزه
تو شهری که هر آدمی یه چنگیزه
بی فکر و دلی آروم و خوش کار میکنیم
هر روز آرزوها رو نشخوار میکنیم
پشت صورتک یا یه آرایشیم
لای دراژهها دنبال آرامشیم
تن ما و زخمایی که نارفیق گزید
وطن ما و باد فلاکت باری که وزید
و طناب و زنجیری که روی خاک خزید
زندگی ماست عاقبت یزید
چه ننگ آور به زندگیمون چنگ میزنیم
چه با اصرار به شعورمون نیرنگ میزنیم
فریاد اعتراض و عقدمونو
با شیره و شیشه و سرنگ و بنگ میزنیم
تو این هردمبیل دم از فرهنگ میزنیم
به سینه سنگ دیگری خودمون لنگ میزنیم
تفنگیم اما برای خودیها
به غریبهها که میرسیم زنگ میزنیم
کفتاریم اما نقاب پلنگ میزنیم
از ترس نقاب به آیینه سنگ میزنیم
بی وجدان بازی میکنیم با دل آدما و
حرفایی از عشق و دل تنگ میزنیم
خود کفایی تو گدایی صادرات حوری
هدایت شدن زوری سال یاوه گویی
هنرمندای نظامی نظامی انتظامی
دینی دولتی اجباری التزامی
تفتیش مردم شهر تو کوچهها
تبلیغ دین با کیک و کلوچهها
حبس اقیانوس اعدام فانوس
حراج قاموسی به نام ناموس
گشنمونه بخوریم قضای نمازمون
بخوابیم رو آب نکشیده جانمازمون
دردای ما خمس و زکات نداره
این سکانس لعنتی کات نداره
روضه خوانان خود روزه خوارند
حافظان ناموس خود روی کارند
ای کسانی که شریعت تاج میکنید
ای کسانی که خدا مونتاژ میکنید
آهنگ شهر هرت از مترسک
ما به لطف هیچ دعایی خوش نمیشیم
و به حکم هیچ خدایی کشته میشیم
اقیانوسیست شهر هرت بیکشتی
تختها پر از مشتری بدون هیچ عشقی
جووناش با سه کاف سرگرم بازی
دادگاههاش مشغول پرونده سازی
نه بویی از تعهد هست نه وفا
هرزه میرویند اینجا علفا
زنهای کرایهای آغوشها اجارهای
بیچارههارو جز ناچاری چه چارهای
جماعتی که یه روز خوش تو خاطرش ندیده و
دلخوشه که بازی قاعدش همینه
عصره عصر قصر نشینی سارق
دموکراسی همان توطئه چینی سابق
جامعهای که بیدار نیست بیماره
جلو غریزه ها مسیر نیست دیواره
سرزمینی که نون قیمت شرفه
هزاران جنایت فدای 1 هدفه
که به قیمت آدم چه حراجی خورد
که ما هی لقمه گرفتیم حاجی خورد
چه فصل سردی نسیب نسل ما شد
افسرگی سوغات عصر ما شد
عصری که تو زادگاهمون غریبهایم
سالهاست خواب خوش ندیدهایم
آرزو رو به روزمرگی باختیم
با هر بلایی سرمون اومد ساختیم
به بخار نفسی که روی شیشه میشینه
قناعت کردیم گفتیم زندگی اینه
دل میدادیم شکسته پس میدادن
آدما چه صفات پستی دارن
اینجا فقط نارو میزنن
برای ما زندگی نه ماندنه نه کوچه
تمام مشتهای دنیا برای ما پوچه
نه روی آرامشو دیدیم نه آزادی رو
کی به خاک سیاه نشوند این آبادی رو
نه من و تویی هست نه ما دیگه ماایم
افساریم سر در گم دقیقههاایم
و با امید به فردایی شاید بهتر
شاهد سفید شدن شقیقههاییم