دانلود آهنگ تو رو به دلای عاشق خسته قسم
4 بهمن 1396
دانلود آهنگ قدیمی غمگین تو رو به دلای عاشق خسته قسم با لینک مستقیم
متن ترانه
بیا که از غم ترانه میخواند غم آشنای همه عاشقانه میخواند
وفا ندیده از این روزگار بی بنیاد غریب روی زمین از زمانه میخواند
غریب روی زمین از زمانه میخواند
بیا به شام غریبان ما و مهمان باش شبی که اهل دلی غمگنانه میخواند
بیا که خسته دلی از دیار تو هدیه جنون عشق تو را عاشقانه میخواند
جنون عشق تو را عاشقانه میخواند
تو رو به دلای عاشق خسته قسم تو رو به پرنده های پربسته قسم
تو رو به شکوه قطره های می ناب رو لبای سرد جامه بشکسته قسم
تو رو به حقیقت و صفا تو رو به محبت و وفا
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
تو رو به دلای عاشق خسته قسم تو رو به پرنده های پربسته قسم
تو رو به شکوه قطره های می ناب رو لبای سرد جام بشکسته قسم
تو رو به حقیقت و صفا تو رو به محبت و وفا
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
روزگاری به جانم نشستی هرچه غیر از خودت را گسستی
روز دیگر به بزم رقیبون ساغرم را به مستی شکستی
منو پشیمونی من منو پریشونی من تو و دل راضی تو ز درد پنهانی من
تو رو به دلای عاشق خسته قسم تو رو به پرنده های پربسته قسم
تو رو به شکوه قطره های می ناب رو لبای سرد جامه بشکسته قسم
تو رو به حقیقت و صفا تو رو به محبت و وفا
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
روزی که فلک از تو بریدست مرا کس با لب پرخنده ندیدست مرا
چندان غم هجران تو بردل دارم
چندان غم هجران تو بردل دارم من دانم و آنکه آفریدست مرا
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم در روز وصال تو به قربان تو کردم
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم در روز وصال تو به قربان تو کردم
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم
جانی که خلاص از شب هجران تو کردم در روز وصال تو به قربان تو کردم
خون بود شرابی که به دوران تو خوردم غم بود نشاطی که به دوران تو کردم
خون بود شرابی خون بود شرابی که به دوران تو خوردم
غم بود غم بود نشاطی که به دوران تو کردم
تا پرده برافکندم از آن تا پرده برافکندم از آن صورت زیبا
صاحبنظران را صاحبنظران را همه حیران تو کردم
تا پرده برافکندم از آن صورت زیبا صاحبنظران را همه حیران تو کردم
تا پرده برافکندم از آن صورت زیبا
صاحبنظران را صاحبنظران را همه حیران تو کردم
همه حیران تو کردم
در مذهب عاشقان قرار دگر است
در مذهب عاشقان قرار دگر است وین باده ناب را خماری دگر است
هر علم که در مدرسه حاصل گردید کار دگر است و عشق کار دگر است
تو رو به دلای عاشق خسته قسم تو رو به پرنده های پربسته قسم
تو رو به شکوه قطره های می ناب رو لبای سرد جامه بشکسته قسم
تو رو به حقیقت و صفا تو رو به محبت و وفا
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
تو رو به دلای عاشق خسته قسم تو رو به پرنده های پربسته قسم
تو رو به شکوه قطره های می ناب رو لبای سرد جام بشکسته قسم
تو رو به حقیقت و صفا تو رو به محبت و وفا
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
روزگاری به جانم نشستی هرچه غیر از خودت را گسستی
روز دیگر به بزم رقیبون ساغرم را به مستی شکستی
منو پشیمونی من منو پریشونی من تو و دل راضی تو ز درد پنهانی من
تو رو به دلای عاشق خسته قسم تو رو به پرنده های پربسته قسم
تو رو به شکوه قطره های می ناب رو لبای سرد جامه بشکسته قسم
تو رو به حقیقت و صفا تو رو به محبت و وفا
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
برو که منو شبای غم حالا بمونیم برای هم
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما سخت به تنگ آمده بود بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت
بار بر بست و به گردش نرسیدیم و برفت